مشکل تمام شدنی Endless problem

مشکل تمام شدنی Endless problem

How lovely.چقدر دوست داشتنی
مشکل تمام شدنی Endless problem

مشکل تمام شدنی Endless problem

How lovely.چقدر دوست داشتنی

The degree of my hatred for lifeدرجه تنفر من از زندگی

به خاطر واقعیت نیاز به خاطر هر چیزی می خواهی ؟ باید نشانه ای واقعی باید نشان دهنده ای ؟ واقعیت چه چیزی هستی ؟ باید به خودت فکر کنی ؟ واقعیت هر چیز نمی خواهی   هر حالی باید شکل کنی ؟ باید به خودت نشان دهی ؟ واقعیت هر  حالی باید این فکر کنی ؟ باید شکل خودت را بارها تغییر دهی ؟ باید یک واقعیت این کارهای را بهتر از هر شخصی می خواهی ؟ اما واقعیت این کارها فکر کرده ام ؟ خودم یک چیزی را طراحی کرده ام  ؟ به خاطر این قالب آماده ؟ دقیق می دانی ؟ چرا افتخار نمی کنم ؟ اگر یک ورد پرس چیزی بود ؟ یک قالب بهتر دوستش داشتم ؟ اما این قالب آماده یا رایگان هست ؟ دوستش ندارم ؟ به خاطر این هم روی این کار نمی کنم  ؟ کسی که از جیب مایه می گذارد ؟ یک سایت سفارش می دهد ؟ اما کم کم شروع به تغییراتی کردم ؟ من پولی ندارم ؟ چطوری می خواهم ؟ من توانایی تخصصی نوشتن ؟ و اینجور چیزهای را ندیده بودم ؟ به خاطر این درآمد نداشتن ؟ ها فردا من یک آدم معمولی هستم ؟ بدون هیچ درآمدی از این نوشته ها یا هر چیزی ندارم ؟ نمی توانم ؟ تمرکز کنم ؟ یک چند گیگ اینترنت همیشه می ماند ؟ تا تمرکز من را بهم بزند ؟ یا فکر تمرین ها یا چیزهای یا فیلم یا کارتون کدام ؟ همزمان نمی توانم؟ مدیریت کنم ؟ کار کنم ؟ طراحی یا فکر همزمان روان توانایی ؟ کارایی ندارم ؟ خودم را چطوری می خواهم ؟ بهتر کار کنم ؟ خیلی گرم هست؟ خیلی تنفس ظهر ها برای من سخت تر می شود ؟ به خاطر خاک اما شب ها بهتر می شود؟ به خاطر این مشکلات و اینجور چیزها وقتی کارم را به خوبی انجام نمی دهم ؟ می خواهم ؟ چه کاری باید انجام دهم ؟ باید بهتر از بقیه این کارها را انجام بدهی ؟ چرا من هیچ پیشرفتی ندارم ؟ اما من اندازه چند تا کارمند ؟ بانک آموزش دیده ام ؟ هیچ شغلی ندارم ؟ به خاطر کاردانش به خاطر چند نمره پایین تر به خاطر سربازی چند بار بیشتر به خاطر ناپیوسته بودن ؟ به خاطر این و به خاطر آن به خاطر پراکنده بودن ؟ یعنی دنیا من را پراکنده به جنگ دعوت کرده است ؟ این پیوسته هست ؟ باید نابودیت را در چه چیزی ببینی ؟ هر بار باید بتوانی ؟ خودت را بهتر جمع و جور کنی ؟ باید مستقل از هر کسی فکر کنی ؟ باید انگشتهایت را به هر صورتی شده است ؟ گرم کنی ؟ بلاخره این سیستم ؟ هم نابود خواهد شد ؟ باید پول داشته باشی ؟ سیستم جدید بخری ؟ باید خانه ؟ برق ؟ آب ؟ این و آن ؟ همه مشکلات هزینه غذا و همه چیز را خودت حساب کنی ؟ وقتی این کارها را انجام نمی دهی ؟ وقتی این مشکلات خودت را حل نمی کنی ؟ وقتی نمی توانی؟ کات ها کاراته ؟ زندگی را مثل چیزهای آموزش می داد ؟  اما من یاد نگرفتم ؟ به خاطر این من یاد نگرفتم  ؟ دوست دارم ؟ از خودم منتفر باشم ؟ "خدایا بزرگ و بلند " من از این زندگی متنفر هستم ؟ اما چرا باید بگویم ؟ من این زندگی را دوست دارم؟ 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.