چطور به خودم ؟ بگم دوست دارم ؟ در حالی که از همه چیز خودم متنفر هستم ؟ چطور به زندگی بگویم دوست دارم ؟ چطوری مغز خودم را بدون ؟ واسطه و دستاورد ادامه مطلب ...
فکر نمی کنی ؟ دیگر خیلی دیر شده ؟ است ؟ همه چیز خیلی کم شده است ؟ لحظه های با هم بودن ؟ خیلی کم شده ؟ چه بدبختی یا مشکلی داری ؟ نمی فهمی زمان یعنی ؟ ادامه مطلب ...
حاضری چقدر با این کارها یا هر زمانی ؟ نمی توانی ؟ باید واقعیت را به چه روز و حالی باید نشان دهنده این کارها باید چه راهی ؟ نه حوصله نداری ؟ باید این واقعیت ؟بهتر
ادامه مطلب ...نمیشه مدیریت کرد ؟ چقدر بیشتر هیچ دلیلی ندارم ؟ واقعی دلیلی ندارم ؟ حتی دردم هم دیگر نمیاد ؟ به خاطر همین عادی بودن ؟ دردم نمیاد ؟ دیگر این واقعیت من هست؟ ادامه مطلب ...
هیچ واقعیتی در کار نیست ؟ فقط یک چیز ساده است ؟ چی بود ؟ هیچ چیز نبود ؟ دوباره دارم ؟ فکر می کنم ؟ توی این سرو صدا ؟ نبودن و خواندن واژه ای هیچ چیزی ندارم ؟ ادامه مطلب ...